تو نشانم بده راه به قلم فاطمه اصغری
پارت دویست و بیست و یک :
سپیده از پشت سر مادرش انگشت شستش را به نشانهی لایک به سمت صدرا میگیرد. هرچه به مادرش میگفت پالان این دختر کج است، پروین نمیپذیرفت. از همان اولین باری که زهره را دیده بود، نگاههای تیز و معنیدار زهره به مردهای اطراف توجهش را جلب کرده بود. روزهای اول فکر میکرد فقط به علی نظر دارد و چشمش دنبال او مانده، اما رفته رفته متوجه شده بود برای زهره فرقی نمیکند طرف حسابش چه کسی باشد. نگا
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه اصغری | نویسنده رمان
زنده باشید جانا❤️
۲ سال پیشAa
1زیبا بود سپاس🌹
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
نوشنگاهتون.🌺
۲ سال پیشZahra.s
3چقدرم که حرص میخوره این آبجی بزرگه نمیره یه وقت
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😬😬😬🙈😂
۲ سال پیشیانا
3درود پروین سامورایی امشب سکته نزنه صلوات
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😂😂😂قشنگ اسم گذاشتید رو پروین. 😂❤️
۲ سال پیشیانا
5درود این پروین سامورایی امشب سکته نزنه صلوات
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

زهره
1ممنون از رمان زیباتون